تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 16:1 | نویسنده : مرگ
عشقم برای تو ، احساسم برای تو ، زندگی ام برای تو ، من هیچ نمیخواهم!

با قلب و احساس من بازی کن ، این قلب سرگرمی تو....

تو شاد باش

من میسوزم ، تو بی خیال باش ، من میسازم....

در راه عشق تو مثل آتش سوختم و اینک نیز تنها خاکسترم بر جا مانده است....

خاکستری که تنها با باد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد....

در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم ، چه شکنجه هایی دیدم

،چه غم و غصه هایی چشیدم ، و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم

غرورم را شکستم و از همه گناههایت گذشتم ، همه اینها فدای آن قلب بی وفای تو....

از آن سو تو از عشق سرد شدی ، از این سو من در عشق تو میسوختم از آن سو تو بیخیال این دل عاشق من بودی

، از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو و دلتنگ تو بودم .........

این دل من برای توست هر چه میخواهی آن را بشکن ، بشکن تا من نیز همچنان بسوزم ...

سوختن در اتش عشق تو به من گرمای يک زندگی پر از امید را میدهد....

تو در آن سو در آسمان به ستاره هایی که چشمک میزنند نگاه کن من نیزدر این سو با حسرت به تو نگاه می اندازم و در حسرت آن روزهایی مینشینم که در کنار هم بودیم ، عاشق هم بودیم ، و هیچکس مثل ما همدیگر را دوست نمیداشت!

عزیزم تو با آرامش زندگی کن تا من نیز با آرامش تو عاشقانه زندگی کنم....

اگر با شکستن این دل من ، دیدن ان لحظه که در عشق تو میسوزم و با عشقت میسازم تو آرام میشوی

، حرفی نیست دلم را بشکن و با آن بازی کن .....



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 | 23:13 | نویسنده : مرگ

 

a9723_2ewl5w6.jpg

 

چشمای من میل به گریه داره
میخواد بباره
دل نمیدونی که چه حالی داره
چه حالی داره
غصه بجز گریه دوا نداره
خدا نداره

هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزاربار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره
خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره
خدا میاره
از در و دیوار واسه دل می باره
خدا میباره

زندگی آی زندگی خسته ام خسته ام
گوشهء زندون غم دست و پا بسته ام
زندگی آی زندگی خسته ام
خسته ام
گوشهء زندون غم دست و پا بسته ام
هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزاربار دل من میشکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره
خدا نداره
پشت سر هم داره بد میاره
خدا میاره
از در و دیوار واسه دل میباره
خدا میباره



تاريخ : پنجشنبه نهم شهریور 1391 | 15:27 | نویسنده : مرگ
عجب دنیایی شده نمیشه به کسی اعتماد کرد حتی به عزیزترین ها تف بروی عشق و زندگى

تاريخ : جمعه سی ام تیر 1391 | 23:15 | نویسنده : مرگ
عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)عکس های عاشقانه با متن فارسی (۳)

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1391


تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 | 18:47 | نویسنده : مرگ
 
 
 
 
 
من ازین دنیا چی میحوام...

یک نیمکت چوبی، که منو تورو بشونه واسه ی گفتن خوبی

من ازین دنیا چی میخوام...

یه وجب زمین خالی، همونقدر که یک اتاقک بشه خونه ی خیالی

من ازین دنیا چی میخوام...

یه جعبه مداد رنگی، میکشم رو تنه دنیا رنگ خوبی و قشنگی



تاريخ : جمعه شانزدهم تیر 1391 | 22:39 | نویسنده : مرگ


تاريخ : چهارشنبه دهم خرداد 1391 | 14:52 | نویسنده : مرگ
جرا باید بدترین زجر ها رو باید از عزیز ترین ها تامل کنیم

چرا باید واسه کسانی دلتنگ میشیم که دوستمون ندارند یا دارند بروی خودشان نمیارن

کسی جواب برام داره



تاريخ : دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 | 12:56 | نویسنده : مرگ

شده بعضی وقتا تلنگری بشه....

واز اول ذهنت تا اون ته تهیش تا انتهای بن بست دلت همه چی بهم بریزه وتازه ..

یه جورایی مثلا به خودت بیای که چقدر من گم بودم ،گیج بودم ، ....

آقا من ....

تا الان نمیدونستم برا کی دارم مینویسم...

آخه برا کی بنویسم...

نخیر اشتباه نکنید.........

مینوشتم فقط برا دل خودم ولی غافل بودم از یکی .....

منو ببخش که ازت غافل بودم...

اینقده خط خطی میکردم ..

الانه دیگه ....همه ی چیزای خوبو ...همه ی چیزای قشنگو ...

مییدونم عجیبه ...

اینکه من اصلا نمیدونم تو کی هستی کجایی ؟

ولی همه ی شعرامو ...

که تو وب نمینویسم ..ولی حالا دیگه......

همر.و ...تقدیم به تو میکنم ..

در هر کجا که هستی ...دوستت دارم....

تمام لحظه هاتو با دعا تزیین میکنم عزیزم.....

ببخش منو که فراموشت کردم....

نمیدونم کجایی؟

کی هستی ؟

...........هرکجا هستی نیمه ی گمشدت به یادته.

بهترین ها تقدیم تو ....

 



تاريخ : جمعه چهارم فروردین 1391 | 9:27 | نویسنده : مرگ
به دختران شیر سگ بدهید شاید وفا رو از سگ بیاموزند

تاريخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390 | 14:7 | نویسنده : مرگ

شب را دوست دارم ! چون ديگر رهگذري از کوچه پس کو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند .چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتيا قي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ عابري از دور اشک هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا که اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از روز متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين



 

  دله من دیگه سنگ شده دلیل محکم میخواد.

 خدایا بعد از عشقم کی میخواد نازمو بکشه کی میخواد بهم ................................

  همیشه لبخند رو لباش باشه.

زیر بارون دستاتو بگیرم اونوقت من داد بزنم و بگم خدایا شکرت که غزالمو بهم دادی.ولی الان 

  کجایییییییییی عشقم؟؟؟؟؟دارم دق میکنم از وقتی که رفتی؟؟؟رفتی تنهام گذاشتیی ولی منو با

خودت نبردیو من تنها موندم شدم یه آدم که فقط به زور داره نفس میکشهولی من اینارو نمیخوام

خدا به دعا هام گوش کن به چشمام نگاه کن ببین چه جور شده ببین بدون عشقم چی داره

میکشه؟هر کسی که تو چشمام نگاه میکنه سریع میفهمه که دارم دوباره عشقمو ازت گدایی

میکنم.



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 | 11:9 | نویسنده : مرگ
باقلم میگویم: ای همزاد....ای همراه ای هم سرنوشت هردومان حیران بازی های دوران های زشت شعرهایم را نوشتی دست خوش.... اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟؟؟؟؟

تاريخ : چهارشنبه هجدهم آبان 1390 | 12:9 | نویسنده : مرگ

 

سر تا پای‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ می‌كنم، می‌شوم‌ قد یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ كه‌ ممكن‌ بود یك‌ تكه‌

آجر باشد توی‌ دیوار
یك‌ خانه، یا یك‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یك‌ كوه، یا مشتی‌ سنگ‌ریزه،

 ته ‌ته‌ اقیانوس؛ یا حتی‌ خاك‌ یك‌ گلدان‌ باشد؛
خاك‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هیچ‌ وقت، هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاك‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاك.

اما حالا یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد، ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.

یك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغییر كند.

وای، خدای‌ بزرگ!

من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم. همان‌ خاكی‌ كه‌ با بقیه‌ خاك‌ها فرق‌ می‌كند.

 من‌ آن‌ خاكی‌ هستم‌ كه‌ توی‌ دست‌های‌ خدا ورزیده‌ شده‌ام‌ و خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده.

 من‌ آن‌ خاك‌ قیمتی‌ام. حالا می‌فهمم‌ چرا فرشته‌ها آن‌قدر حسودی شان‌ شد.

اما اگر این‌ خاك، این‌ خاك‌ برگزیده، خاكی‌ كه‌ اسم‌ دارد، قشنگ‌ترین‌ اسم‌ دنیا را، خاكی‌ كه‌ نور چشمی‌ و عزیز دُردانه‌ خداست.

اگر نتواند تغییر كند، اگر عوض‌ نشود، اگر انتخاب‌ نكند، اگر همین‌ طور خاك‌ باقی‌ بماند، اگر آن‌ آخر كه‌ قرار است‌

برگردد و خود جدیدش‌ را تحویل‌ خدا بدهد، سرش‌ را بیندازد پایین و

بگوید: یا لَیتَنی‌ كُنت‌ تُراباً . بگوید: ای‌ كاش‌ خاك‌ بودم...

این‌ وحشتناك‌ترین‌ جمله‌ای‌ است‌ كه‌ یك‌ آدم‌ می‌تواند بگوید. یعنی‌ این‌ كه‌ حتی‌ نتوانسته‌ خاك‌ باشد، چه‌ برسد به‌ آدم! یعنی‌ این‌ كه...

خدایا دستمان‌ را بگیر و نیاور آن‌ روزی‌ را كه‌ هیچ‌ آدمی‌ چنین‌ بگوید.

یا رب!

ما را آنچنان زیر چتر حمایتت تمكین كن كه تحت هیچ شرایطی چه خوب و چه بد حتی لحظه ای از تو غفلت ننمائیم.

بی شك این چنین درخواستی یك ایمان قوی می خواهد

پس دعایم را این چنین پایان میدهم


بارالها!

ایمانمان را استوار بدار
الهی, زندگانی بی تو بردگی است





تاريخ : یکشنبه دهم مهر 1390 | 11:26 | نویسنده : مرگ

امروز امروز است

امروز امروز است
امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی
از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش
امروز هر چقدر دلها را شاد کنی
کسی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی
جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن
امروز هر چقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمیشه
پس صدایش کن
او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت
و عاشق بودن هایت است
امروز امروز است



تاريخ : یکشنبه دهم مهر 1390 | 11:18 | نویسنده : مرگ


تاريخ : یکشنبه دهم مهر 1390 | 11:18 | نویسنده : مرگ


تاريخ : شنبه دوم مهر 1390 | 11:1 | نویسنده : مرگ
........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############################♥
................♥###### دوست دااااااااااارررم ########♥
..................♥######################♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........................♥##############♥
...........................♥###########♥
...... .......... ...........♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
.... ..............................♥###♥
.....................................♥#♥
........................................♥


تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 | 0:42 | نویسنده : مرگ
وقتي که دلت گرفت ، وقتي که دلتنگ شدي ، وقتي ديدي هيچکس نيست که باورت کنه ، وقتي فهميدي کسي نيست به حرفها و دردودلات گوش بده ، برو کنار پنجره ؛ پنجره رو باز کن . يه نگاه به آسمون بنداز . فرقي نداره صبح باشه يا شب ، آفتابي باشه يا ابري ، فقط بهش نگاه کن . ناخودآگاه احساس آرامش وجودت رو تسخير ميکنه . روحت به پرواز در مياد. ميري تا اون بالابالاها ، تو اوج ابرا . کنار مهربوني که هر چه قدر هم پيشش بموني راضي نميشي که ازش دل بکني. يه لحظه چشماتو ببند. آروم هواي تازه رو تو ريه هات وارد کن ، بذار احساس کني دفعه اولته که داري اين قدر خوب نفس مي کشي. وقتي اروم شدي می فهمي که اون قدر تنها نيستي ، چون يکي هست که هميشه با توست. اگر اشکات جاري شد بي خيال بذار ببارن. اون موقع هست که به آرامش واقعي رسيدي و پشتت واسه مقابله با مشکلات محکم تر شده و حالا با توکل بيشتر به اون بزرگ دوست داشتني مي توني بقيه مسيرت رو ادامه بدي. وقتي پنجره رو مي بندي انگار برگشتي سر جاي اولت ؛ اما اين بار با اميد و توکل بيشتر . سعي کن نه تنها وقتي دلتنگي ، بلکه هميشه حتي يه ذره هم که شده به سراغش بري و باهاش درد دل کني و يادت باشه هيچ وقت پيوند چشاتو با آسمون قطع نکني.

تاريخ : پنجشنبه دهم شهریور 1390 | 1:7 | نویسنده : مرگ
لبخند به لبهای شما حک باد ...غمهای شما همواره اندک باد این عیدکه سرشار ز لبخند خداست، بر وسعت جانتان مبارک باد. عيد سعید فطر مبارک.

تاريخ : دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 | 3:57 | نویسنده : مرگ
ای کاش.....

تاريخ : یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 | 6:4 | نویسنده : مرگ
ای خدا چرا مسولان ما را در نمی یابند

 



تاريخ : شنبه هشتم مرداد 1390 | 15:40 | نویسنده : مرگ

جُغرافیا، جُغرافی یا گیتاشناسی در حقیقت مطالعهٔ روابط بین جوامع متشکل انسانی و محیط زندگی آنهاست. به بیانی دیگر جغرافیا دانشی است که درباره سطح زمین و پدیده‌های طبیعی، آب و هوا، رستنی‌ها، خاک، فراورده‌ها و مانند آن و پراکندگی آن‌ها بر روی زمین و روابط آن‌ها با انسان گفتگو می‌کند. هر یک از موارد مورد بررسی این دانش رشتهٔ ویژه‌ای را پدید می‌آورد مانند زمین‌شناسی، هواشناسی، ستاره‌شناسی، مردم‌شناسی، زیست‌شناسی و جز این‌ها.

واژهٔ «جغرافیا» عربی‌شده «ژئوگرافیا» (به یونانی: γεωγραφία) است که معنی واژه‌به‌واژه‌اش «گیتی نگاری» است.[نیازمند منبع] جغرافیا مطالعهٔ زمین و اراضی، سیما، جمعیت و پدیده‌هایش است.

نخستین شخصی که از واژهٔ «جغرافیا» استفاده کرد، اراتوستن (سال ۸۹۷/۹۸ تا ۸۱۵/۱۶ پیش از هجرت) بود.

چهار سنت تاریخی در پژوهش‌های جغرافیایی عبارت است از: واکاوی (تجزیه و تحلیل) مکانی پدیده‌های طبیعی و انسانی (جغرافیا به عنوان بررسی‌ای در بارهٔ پراکندگی)، مطالعات منطقه‌ای (اماکن و مناطق)، مطالعهٔ انسان و رابطهٔ او با زمین، و پژوهش در علوم زمین است. با این وجود، جغرافیای نوین نظم و انضباطی همه‌فراگیر است که در درجهٔ نخست به دنبال درک زمین و همهٔ پیچیدگی‌های انسان و طبیعت بوده و تنها منحصر به چیزها و جایشان نیست، بلکه در مورد آن که چگونه تغییر کرده و خواهندکرد نیز می‌باشد.

جغرافیا به عنوان «پلی میان انسان و علوم فیزیکی»، به دو شاخهٔ اصلی جغرافیای انسانی و «جغرافیای فیزیکی» تقسیم شدهاست. جغرافیا را می توان همانطور که ویدال دولابلاش بیان کرده علم روابط متقابل انسان و طبیعت دانست. وی بیان می کند که طبیعت امکان هایی را در اختیار انسان قرار می دهد و انسان براساس فرهنگش از آنها بهره برداری می کند،البته باید توجه داشت که در دهه های اخیر انتقادهای بلسیاری به این تعریف وارد شده است و امروزه اقتصاد سیاسی، مفهوم بازساخت، اقتصاد بازار آزاد در مرکز همه تعاریف جغرافیایی قرار گررفته است. [۱]

محتویات

 [نهفتن



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هشتم مرداد 1390 | 15:34 | نویسنده : مرگ

 تقدیم به آنکه هیچ وقت با من نبود اما حس بودنش به من حس زیستن داد

 سلام بهونه من برای زندگی آره بازم منم همون دیوونه همیشگی

به او بگویید تقویم خودش را ورق بزند تا به یاد ظلمی که کرده است بیفتد

 شاید قطره ای اشک ندامت بریزد بر قبر بی نام و نشانم که عاشقان همه بی نام و نشانند .

با تو هستم، با تو که فرسنگ ها از من فاصله داری پنجره بسته شده نگاهت را باز کن باز کن

 آن پنجره ای را که رو به بی کران است (تا من با نگاه تو تقدس یابم)

من که در سراب زندگی همیشه های نگاهم سمت توست با تو هستم،

 ای مسافردر جاده های مه گرفته اندوه درنگ کن و به کوچه ی خاطراتت سری بزن .

 یادم کن که چه بی رحمانه حرمت عشق و اشک های مرا شکستی و از من و دنیای من جدا شدی.

 تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند نمی دانی چه غمگینند

 چراغ روشن شب بود برایم چشم های تو نمی دانم چه خواهد شد پراز دلشوره ام

بی تاب و دلگیرم کجا رفتی که من بی تو روزی هزاران بار در هر لحظه می میرم

شکستن قلب منو هر کی تونست تجربه کرد.....

 نمی دانم خورشید آرزوهایمان در کدامین افق پنهان شد و دنیای عاشقانه ما را به دست بی رحم تاریکی سپرد

من میروم تا در ظلمت بدون عشق و آرزو به انتظار مرگ بنشینم حالا که عابر همیشگی شبهای تنهایی گشته ام ،

با کوله باری از گریه های بی صدا که تنها خداوند آنها را می بیند ، دستهای پر نیازم را به سوی او دراز می کنم ؛

و عاجزانه از او می خواهم تا سیاهی تردید را در نگاه تو بشکند تا فقط باور کنی جز تو کسی را (دوست نداشتم).

عشق بها دارد من وتو بودیم یک دریا عشق حالا من بی تو هستم با یک دنیا اشک آری عشق بها دارد

 ای رفیق نیمه راه هر شب دعایت می کنم....

همیشه با به دست آوردن اون کسی که دوسش داری نمی تونی صاحبش بشی ،

گاهی وقتا لازم هست ازش بگذری تا بتونی صاحبش بشی .

همه ی ما با اراده به دنیا می ایم، با حیرت زندگی می کنیم و با حسرت می میریم ؛

 این است مفهوم زندگی . پس هرگز بخاطر غم هایت گریه مکن و مگذار این زمین پست شنونده آوای غمگین دلت باشد .

افسوس آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم ، آن زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم و بعد برای آنچه از دست رفته آه می کشیم.

خاطره شادیهای دیروز تلخ ترین غمی است که امروز دارم....

تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی با او آهسته می رفتی سرا پا محو او بودی نگاهت کردم و بر من چو بیگانه نگاه کردی (( شکستی عهد دیرین را ))

 چه شبهایی که من تنها به یاد تو سحر کردم چه عمری را که من تنها به پای تو هدر کردم تو عمرم را هدر کردی گناه کردی ؛

 گناه کردی گناهت را نمی بخشم بهار من درد را از هر طرف نوشتم درد شد.....

از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم با دیگرانت دیدم و چیزی نگفتم کلی سفارش کرده بودی من نفهمم این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 | 22:1 | نویسنده : مرگ

ستاره های آسمون خیلی زیاده مگه نه ؟ / سهم من از ستاره ها فقط تو بودی نگو نه.  
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته / یه قلب تنها و کبود همیشه چشم به راهته .

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

ز غمت اشک نریزم تو بگو پس چه کنم / آتش قلب خود را با چه خاموش کنم / مطمئن باش که مهرت نرود از دل من / مگر آن روز که در خاک شود منزل من .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

دوست و دست بسیار است ولی دست دوست اندک !
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

مهربانی تزئین لحظه هاست ، برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند / من نوشتم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

درد غریبیست تنهایی و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

زندگی هنگامه ی فریادهاست / سرگذشتی در گذشت یادهاست / زندگی تکرار جان فرسودن است / رنج ما تاوان انسان بودن است .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

دلتنگی بد نیست ، یادگاریست از آنهایی که دوستشان داریم و از ما دورند .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

می گویند سه چیز زاده ی عشق نیست : جدایی ، سفر ، فراموشی ، ولی آن زمان که تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

بیا در ساحل غمناک بودن ، برای لحظه ای یک رنگ باشیم / بیا تا مثل شب بوهای عاشق ، شبی هم ما کمی دلتنگ باشیم / رود روی ابر پاک و ساده باشیم / بیا هر وقت باران باز بارید ، برای گل شدن آماده باشیم .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

دل می گیرد و می میرد و هیچ کس سراغی از آن نمی گیرد ، ادعای خدا پرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدیم ، غرورمان را به بیش از ایمان باور داریم ، حتی بیش از عشق .

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

عشق تک یعنی چشمه ای از جنس نور / نور یعنی یک سلام از راه دور .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

آن گاه که نگاه کردن به عقب حاصلی جز شکست به دنبال ندارد و در آن هنگام که از نگاه کردن به جلو واهمه داری می توانی به یکی از دو طرف نگاه کنی تا ببینی بهترین دوستت آن جا کنارت ایستاده .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

عاشقی را از قلیان باید آموخت ، آتشی بر سر ، آهی ز دل و اشکی ز دامن دارد .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

عده ای گله دارند که چرا گل سرخ خار دارد ، من می گویم خدا را شکر که بوته ی خار ، گل سرخ دارد .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم ، با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد ، کی به انداختن سنگ پیاپی در آب ، ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت ؟
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

خیلی ها نفرین می کنن ، تلافی می کنن ، اما نه ، نفرین من : الهی اونی که دوسش داری تنهات نذاره ، تلافی من : میرم تا به اون برسی ، سر راهت نباشم ، راستی ، قدر من دوستت داره ؟
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

زمان استاد فراموشی است ، مبادا شاگرد این استاد باشی .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

از هجر تو دیوانه و حیرانم / من عاشق و دیوانم / من تشنه ی دیدارم / بر گرد که بی تو سخت بیمارم .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

تو تو عشق من ، امید من بودی / تو میراثی از دل تنگم بودی / تو رفتی و من ماندم و تنهایی / تو دفتر خاطرات قشنگم بودی .

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

مهربون گفتم که بفرستم برایت پیامی / که هم احوالی پرسم هم داده باشم سلامی .
 
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

نازنین یاد تو واسم یادگاره / مهرت تو قلبم موندگاره / اونی که منو ازت جدا کرد / معلوم کار دست روزگاره .



تاريخ : دوشنبه یازدهم دی 1378 | 0:0 | نویسنده : مرگ
دوستان بخاطر پست قبلی شرمنده بدجوری ناراحت بودم